دنیای کوچک
شهید میثمی می گفت : می دانی چرا ما در جای به این کوچکی جامان شد؟ گفتم نه! گفت :به خاطر ترس! اگر انسان از خدا بترسد، دنیا برای او کوچک می شود.
شهید میثمی می گفت : می دانی چرا ما در جای به این کوچکی جامان شد؟ گفتم نه! گفت :به خاطر ترس! اگر انسان از خدا بترسد، دنیا برای او کوچک می شود.
بیش از چهل روز است که تو را ندارممن به دنیای بعد از تو هیچ وقت فکر نکرده بودممنم و پریشانی و تنهاییخدا صبور کند در مصیبتت مارا سیدحسن نصرالله
وقتی اورا دستگیر میکنند از او می پرسند چرا نامت را نوشته ای؟میگوید چون میخواستم بدانید من از شما نمیترسم شهید حجت الاسلام سید عباس موسوی
یک قطره اشک از چشمانش اومد شاید میخواسته بگه مادر اگر مجبور نبودم جلوی پاهات تمام قد میایستادم….شهید سید مهدی اسلامی خواه
پدرو مادرم از شما میخواهم بعد از شهادت برای من گریه نکنید، بلکه به مظلومیت سالار شهیدان آقا اباعبدالله الحسین گریه کنید.شهید محمد حسین مومنی
شهید رئیسی:حقیقتابه عنوان یک “طلبه”عنوانِ افتخار آمیز رو برای خودم،عنوانِ “خادمالرضا” میدونم…میخوام اعلام بکنم”یاعلیبنموسیالرضا”و…
حاج آقا میثمی میگفت میدانی چرا ما در جای به این کوچکی جامان شد؟ گفتم نه! گفت به خاطر ترس، اگر انسان از خدا هم بترسد دنیا برای او کوچک میشود.
شوریده سران؛ روزی که ایشان وزیر آموزش و پرورش شده بود، وقتی به منزل آمد و من به ایشان تبریک گفتم؛ محمدجواد باهنر در جوابم فرمودند…
یک مبارز غریب بود پسرشان از اخرین ملاقات با پدر میگوید. کشان کشان او را به اتاق ملاقات آوردند، پاها روی زمین کشیده میشد به گمانم استخوان…
بر مسلمان مسئول، واجب است که باید با مال و جان خود مبارزه نماید و تا آخرین قطره خون خود استقامت نماید تا دشمن نتواند…
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری