نسخه ی اعتمادسازی
مسعود پزشکیان، در نخستین مصاحبهی جهانیاش با تاکر کارلسون (مجری شبکه nbc)، تریبونی طلایی را به فرصتی طلاییتر برای عقبنشینی تبدیل کرد. او بیش از آنکه چهرهای مقتدر از ایران نشان دهد، یادآور همان نسخه های کهنه و ناکارآمد (اعتمادسازی به دشمن) بود.
ایشان در کمال صراحت گفت:
(ما آغازگر هیچ جنگی نبودیم؛ اگر اعتماد باشد، گفتوگو ممکن است!)
این که آقای پزشکیان علاقهمند است نسخه ی اعتمادسازی را دوباره تجویز کند، قابل درک است؛ اما ای کاش لااقل کمی حافظه تاریخی ما را هم جدی می گرفت
چه کسی جنگ را آغاز کرد؟ چه کسی کودتا، تحریم، ترور و اغتشاش را بر این ملت تحمیل کرد؟
پس این همه خون، این همه تحمل تحریم، این همه ایستادگی برای چه بود؟
ایشان در گفتوگو با مجریای که رسانهاش سالها ایران را متهم به “ماجراجویی هستهای” کرده، دست از مواضع رسمی جمهوری اسلامی برداشت و کوشید تصویری بسازد که بیشتر بوی “رضایت برای دیدهشدن” میدهد تا دفاع از آرمانها؛ گویی آمده بود بگوید: «ما تقصیری نداریم، به ما هم رحم کنید!»
این لحن، نه برازندهی ملتی است که ایستاده جنگیده، و نه همراستا با سیاست صریحی که رهبر انقلاب بارها بر آن پای فشردهاند.
رهبر انقلاب بارها هشدار دادهاند که:
«سازش با ظالم، خیانت به حق است. اگر در برابر دشمن عقبنشینی کنید، دشمن جلو میآید.»
مؤمن هرگز زیر بار سازش نمیرود
عجیب است که در کوران نبرد ملت فلسطین، ترور دانشمندان هستهای، تحریمهای ظالمانه، و حملات به مستشاران ایرانی در منطقه، او همچنان نسخه ی «اعتماد» میپیچد. آنهم برای دشمنی که همیشه از ما بهره می برد، اما هیچگاه به وعدهاش وفا نمی کند.
مگر ما این مسیر را از کجا آغاز کردیم؟ مگر نه آنکه قیام سیدالشهدا علیهالسلام، فریادی بود علیه ذلت و فساد؟ فرزند فاطمه (س) با قیام خود اعلام کرد که مؤمن هرگز زیر بار سازش نمیرود، حتی اگر دشمن بسیار باشد و یاران اندک. نادیدهگرفتن این منطق، بیاحترامی به ملت فداکاری است که بهای ایستادگی را پرداخته و با مسیر ترسیمشده از سوی رهبر انقلاب ناسازگار است.
پس چگونه است که امروز برخی میخواهند به نام “عقلانیت”، به همان مسیری بازگردند که حسینبنعلی برای مقابله با آن، جان داد؟ آیا میشود پرچم عاشورا را برداشت و از خونخواهی گذشت؟ آیا میتوان نام جمهوری اسلامی را بر دوش کشید و در برابر ستمگران، از زبان نرم و چشم امید سخن گفت؟
ما از دکتر پزشکیان انتظار نداشتیم که با فریاد، سنگر بگیرد، اما اینهمه عقبنشینی؟ در برابر رسانهای که سالها با شمشیر دروغ و تحریف به قلب حقیقت درباره ایران حمله کرده، اینهمه دلنازکی چرا؟!
چه بسا اگر ریاست محترم جمهور، نگاهی به تاریخ مذاکرات قبلی و تجربهی فریب لبخندها میانداخت، میفهمید که این راه، ما را به مقصد نخواهد برد.
آقای دکتر! مردم ایران رئیسجمهوری میخواهند که در برابر طوفان بایستد، نه آنکه با نسیم زندگی عافیتطلبانه بلرزد…
یادداشت اختصاصی // محمدجواد معرفت