مقابله با جنگ نرم
جنگ نرم محصول امروز و دیروز نیست، پدیدهای نوظهور و زادهٔ عصر رسانه نیست. این نبرد خاموش، از دیرباز یکی از ابزارهای اصلی جبههٔ باطل برای مقابله با جبههٔ حق بوده است. از دوران پیامبر اسلام(ص) و حتی پیش از آن، همواره تلاش کرده اند تا حقیقت یا به مردم نرسد یا در پیچوخم تحریف وارونه به دست مردم برسد. امروز نیز صحنه همان صحنه است؛ تنها ابزارها تغییر کردهاند. جبههٔ باطل همچنان ایستاده است و با بهرهگیری از جنگ نرم و جنگ روانی، در پی تضعیف، فرسایش و حذف جبههٔ حق است.
راهبرد و راه حل برای مغلوب کردن و نابود سازی جبهه باطل چیست؟ چگونه باید از حق دفاع کرد و فریب جنگ نرم و جنگ روانی را نخورد؟
پاسخ را نباید صرفاً در نسخههای مقطعی و واکنشهای زودگذر جستوجو کرد. مقابله با جنگ نرم، نیازمند یک راهبرد ریشهدار و ماندگار است؛ راهبردی که انسان را از درون مقاوم کند و جامعه را به ایستادگی فعال برساند. این راهبرد بر سه پایهٔ اساسی استوار است که اگر به آنها عمل شود، باعث تغییر میشود و باعث میگردد تا فرد در مقابل جبهه باطل ایستادگی کند و بتواند جامعه خویش را نیز، دچار تغییر و تحول کند.
راهبرد ریشه دار و ماندگار
۱.ایمان متعهدانه: ایمان متعهدانه، ایمانی راسخ به هدف و تلاش بیوقفه برای رسیدن به آن است. یعنی انسان بداند برای چه هدفی در حال تلاش است و یقین داشته باشد که در صورت استمرار این تلاش، به مقصود خواهد رسید. چنین ایمانی منافاتی با آن ندارد که فرد مؤمن در طول مسیر، گاهی از روندهای نادرست جامعه ناراحت شود یا لب به شکایت بگشاید. ایمان زمانی از بین می رود که فرد دیگر برای هدف خود تلاشی نکند یا ایمان به مدد الهی برای رسیدن به حق را از دست بدهد که نتیجهٔ این بیایمانی، سستی در عمل خواهد بود.
۲.عمل به تعهدات : وقتی ایمان متعهدانه به هدف وجود داشته باشد، انسان به لوازم آن ایمان نیز پایبند خواهد بود، یعنی به هر آنچه فهمیده است جامه عمل بپوشاند. برای مثال، ایمان به حاکمیت توحید به معنای تلاش مستمر برای حاکم شدن این اندیشه است. اگر در این مسیر، پیشنهادهای مادیِ وسوسهانگیزی برای دست کشیدن از این هدف دریافت کنیم، فردی که به ایمان خود عامل است، آن پیشنهادها را رد میکند و بدین ترتیب به تعهدات ایمانی خویش عمل کرده است. همانطور که مقام معظم رهبری در رابطه با عمل میفرمایند:
«مرد عمل بود؛ بعضی خیلی خوبند، خیلی میفهمند لکن آنچه از آنها دیده میشود، عمل نیست؛ یعنی این راهی که در ذهن و در زبان در مقابل خودشان ترسیم میکنند، در عمل از آن خبری نیست.» 13/10/1404
راه حل های مقطعی و زودگذر
۳.اخلاص: اخلاص یعنی هر کاری صرفاً برای خداوند انجام شود، نه برای غیر او. اخلاص به معنای حذف «منیت» و تلاش خالصانه برای «او» و راه اوست. یعنی انسان در هر موقعیتی تکلیف خود را بشناسد و برای انجام آن بکوشد، بیآنکه علاقههای شخصی را در تشخیص تکلیف دخالت دهد. یعنی از سختیها به خاطر خدا بگذرد و تمام همّ و غمش خدا باشد نه چیز دیگر و تلاش کند تا نزد خداوند شناخته شود نه دیگران همانطور که مقام معظم رهبری در این رابطه میفرمایند:
«برای خوشنامی و تعریف شدن و در بین مردم وجهه پیدا کردن کار نمیکرد؛ مخلصاً لِلّه تعالی، مخلصاً للهدف تلاش میکرد و کار میکرد» 13/10/1404
راهکارهای بسیاری برای مقابله با جنگ نرم به ذهن میرسد، اما اغلب این راهحلها مقطعی و زودگذرند و با تغییر شرایط و متغیرها، کارایی خود را از دست خواهند داد. اگر بنا است مبارزه با جنگ نرم بهصورت مستمر انجام گیرد، نیازمند راهحلی دائمی هستیم؛ راهحلی که ارکان آن عبارتاند از: ایمان متعهدانه، عمل به تعهدات و اخلاص. با ملکه شدن این سه ویژگی در انسان، نهتنها میتوان در برابر جنگ نرم ایستادگی کرد، بلکه میتوان آن را از میان برداشت و ابتکار عمل را در قالب تهاجم جبههٔ حق علیه جبههٔ باطل به دست گرفت.
🖋یادداشت اختصاصی// حجت الاسلام #علی_لرستانی