آخوند را به سیاست چه کار؟!
آن قدر راجع به این معنا که «آخوند را به سیاست چه؟» ترویج کرده بودند که علما هم بسیاری از آنها باور کرده بودند
آن قدر راجع به این معنا که «آخوند را به سیاست چه؟» ترویج کرده بودند که علما هم بسیاری از آنها باور کرده بودند
دوران انزوا عبارت است از دورانی که حوزه علمیه، در متن زندگی مردم هیچ تأثیری نداشتند. یعنی کار حوزه علمیه، به روال زندگی مردم هیچ ربطی نداشت.
امام بزرگوار ما که یکی از هوشیارترین انسان های زمان خود بود به هر مناسبتی، موضوع تفکیک ناپذیری دین از سیاست را تکرار می کردند.
در قضیه ی مشروطیت اگر علما نبودند، چیزی به نام مشروطه و با مضمون مشروطه در این کشور امکان نداشت تحقق پیدا کند.
بالاخره باید از طرق عادی و با زبان انسان ها کارها انجام می گرفت، بنابراین از سازمانی استفاده می کردند که امروز نام آن روحانیت است.
تقصیر بی اعتنایی به جریان سیاسی کشور و جریان کلّی مردم مسلمان است که بخصوص از دوره های متوسط به بعد پیدا شده است.
ما به عنوان طلبه در حال طی کردن دوران بالقوه خودیم تا از لحاظ تاثیر گذاری در حیات اجتماعی و فردی انسان ها، به نقطه ی بالفعل برسیم.
فایده ی حوزه این است که در بین مردم باشد؛ و الا اگر حوزه ای با همه ی خصوصیات و کیفیات، وجود داشته باشد، اما دیواری باشد که مردم
عالم دین در مقابل ظلم، بی عدالتی، تجاوز انسان ها به یکدیگر؛ نمی تواند ساکت و بی طرف بماند. بی طرفی در اینجا معنا ندارد.
بین شأن و مسئولیت، یک رابطه ی مستقیم برقرار است؛ هرچه شأن انسان بالاتر، مسئولیت او هم سنگین تر.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری