حماسه هویزه
در تاریخ پر فراز و نشیب انقلاب اسلامی، نام شهید سید حسین علمالهدی، همچون دیگر سربازان برومند روح الله بعنوان نماد مقاومت و ایثار میدرخشد.
شهدا هر کدام شخصیت خاص خود را دارند و نقشی در دفاع از میهن خود داشته اند و این ها همان هایی بودند که در سنین کم به قله های کمال رسیدند و این با مطالعه زندگی آنها قابل ملاحظه است.
نویسندگان کتابهای متعددی درباره این شهید شاخص دفاع مقدس نوشتهاند، اما هنوز قشر جوان و دوستداران شهدا بسیاری از ابعاد زندگی این بزرگوار را نمیشناسند. ما در اینجا بهویژه به بصیرت بالای او پیش از جنگ تحمیلی و تکلیفگراییاش در زمان جنگ میپردازیم و اتفاقاتی را که میان او، بنیصدر (رئیسجمهور وقت) و آیتالله خامنهای رخ داد، روایت میکنیم.
او کسی بود که در دی ماه سال ۱۳۵۹، در حماسه هویزه در حالی که تعداد کمی از یاران همراه او بودند با دست خالی اما دلی پر از ایمان و اراده که برگرفته از انس با قرآن و نهج البلاغه بود در برابر دشمن مجهز به انواع سلاح های مختلف ایستاد و جان خود را فدای این آب و خاک کرد.
اهمیت استراتژیک هویزه
برادر او میگوید که وی هنگام کمک به مردم مرزنشین و فقرای عراق پیش از شروع جنگ، مسلح شدن تدریجی مردم آن کشور را مشاهده کرد. بصیرت او باعث شد تا آمادگی عراق برای حمله به ایران را پیشبینی کند؛ به همین خاطر در اردیبهشت ۱۳۵۸ با ابوالحسن بنیصدر (رئیسجمهور وقت) دیدار کرد و این مسئله را با او در میان گذاشت تا جلوی این فاجعه را بگیرد، اما بنیصدر توجهی به این هشدارها نکرد. در نتیجه، حسین علمالهدی تصمیم گرفت بدون انتظار برای اقدامِ بنیصدر، وظیفهیِ منتخبِ خود را به تنهایی انجام دهد.
در روزهایی که جنگ آغاز شده بود و روزهای سرنوشتساز و حساسی برای همه مردم ایران بود وقتی که بنیصدر دستور عقبنشینی نیروها و تخلیه هویزه را صادر کرده بود، اما شهید علمالهدی که فرمانده تعدادی از نیروها در آن منطقه بود با درایتی مثالزدنی، اهمیت استراتژیک هویزه را درک کرد و با این دستور مخالفت کرد و با تماس با آت الله خامنه ای ( نماینده وقت امام در شورای عالی دفاع) ایشان را مطلع کرد و آیت الله خامنه ای دستور لغو دستور بنی صدر را صادر کرد و با هماهنگی ایشان شهید علم الهدی و یارانش در مقابل دشمن ایستادند.
شهید علمالهدی در نامهای به آیتالله خامنهای، بر ایستادگی تا آخرین قطره خون در مناطق حساس عملیاتی تأکید کرد.
یاد و خاطره شهید علمالهدی
او معلم قرآن بود و این آیه شریفه (إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ آیه ۳۰ سوره فصلت) را که با پوست و خونش عجین شده بود عملی کرد و راه استقامت را در پیش گرفت و شامل عاقبت خوش شهادت شد.
شهادت مظلومانه شهید علمالهدی و یارانش، با اراده الهی به حماسهای جاودانه در تاریخ تبدیل شد.
پیکر شهید علمالهدی، از روی قرآنی که در کنارش و مزین به امضای امام خمینی (ره) و آیتالله خامنهای بود، شناسایی شد.
“نیروهای مسلح ایران برای دفع متجاوزان و آزادسازی سرزمینهای اشغالی، تمام توان خود را به کار گرفتند. اما این جوانان با دست خالی به مقابله با دشمن میرفتند. آن روز شاید عدّهی این جوانان، بیست، سی نفر بیشتر نبود. بیست الی سی جوانان با دست خالی؛ اما با دل استوار از ایمان و توکّل به پروردگار. در اینجا، در این بیابانها، چند هزار تانک و نفربر زرهی از دشمن مستقر بود. آن جمع کوچک با تأسی به حسینبنعلی (ع)، با ایمانی استوار و ارادهای سستناپذیر در برابر دریای دشمن ایستادگی کردند. این جوانان، واقعاً همانطور بودند.” بیانات امام خامنه ای در گلزار شهدای هویزه ۱۳۷۵/۱۲/۲۰
شهید علمالهدی و یارانش ثابت کردند که ایمان و اراده، در برابر هیچ قدرتی زانو نمیزند و نام مجاهدان در تاریخ ماندگار خواهد ماند.
یادداشت اختصاصی// علی باشتنی