حاج ملا هادی سبزواری
در سال ۱۲۱۲ هجریقمری در شهر سبزوار فرزند پسری به دنیا آمد که در دورۀ زندگی خود، نام او به عنوان مهمترین دانشمند اسلامی زمان خویش، مطرح بود.
شرکت در جلسات درس استادانی از جمله حضرات اعلام آقایان، حسین سبزواری، محمدابراهیم کلباسی، محمدتقی رازی، ملا علی نوری و اسماعیل کوشکی، او را به حکیم قرن سیزدهم تبدیل کرد.
حکیم شهیر مرحوم حاج ملا هادی سبزواری، عالمی بی تکلف که در اوج ایستایی بر قلۀ علم و حکمت، تشکیل جلسۀ درس در سطح بینالملل، هر آن چه را که مورد نیاز بود، با دسترنج خود بدست میآورد و نان سالیانه خود را با زراعتی که خود آن را به عهده داشت مهیا میکرد.
فلسفه ایرانی
زمزمۀ شهرت او در بین اهل علم تا به خارج از مرزها هم رسیده و بزرگان علمی آن وقت دربارۀ او اظهارنظر کردهاند از جمله:
1)آرتور دو گوبینو (فیلسوف فرانسوی):
«شهرت او به قدری عالمگیر شده که طلاب زیادی از ممالک هندوستان، ترکیه و عربستان برای استفاده از محضر او به سبزوار رو آورده و در مدرسه او مشغول تحصیل هستند.»
2)اقبال لاهوری:
«پس از ملاصدرا، فلسفه ایرانی با ترک آیین نو افلاطونی، به فلسفه اصیل افلاطون روی آورد. نماینده بزرگ این گرایش جدید ملا هادی سبزواری است. او بزرگترین متفکر عصر اخیر ایران است؛ بنابراین بررسی فلسفه او برای شناخت نحوه تفکر اخیر ایران لازم است. فلسفه سبزواری مانند فلسفههای اسلاف او سخت با دین آمیخته است. سبزواری با اسناد فعلیت به حق، جهان بینی ایستای افلاطون را دگرگون کرد و به پیروی از ارسطو حق را مبدأ ثابت و موضوع همه حرکات شمرد. از دیدگاه او همه موجودات عالم به کمال عشق میورزند و به سوی غایت نهایی خود سیر میکنند.»
3)توشیهیکو ایزوتسو استاد فلسفه دانشگاه مک گیل کانادا:
«حاج ملا هادی سبزواری متفکری است که اثر معروف «منظومه و شرح آن» از اوست و به اتفاق همگان بزرگترین فیلسوف ایرانی در قرن نوزدهم بود. در عین حال وی در میان استادان و بزرگان عارف آن عصر مقام اول را داشت.»
بازشناسی این مرد بلند آوازه
مقام معظم رهبری حضرت امام خامنهای عزیز در پیام به کنگره بزرگداشت حکیم ملاهادی سبزواری در تاریخ 1/2/1372، فرمودند:
« هر که برگی چند از سرگذشت آن بزرگ را خوانده باشد نیک میداند که در زمرهی کسانی چون او عرشسیر و خاکنشین کمتر کسانی چون او در دوران زندگی، شناخته شدهاند. او را در زندگیاش خلق بیشماری شناخته و بدو دل سپرده و پرواز شکوهمندش را از منفذ تنگ چشم مادی دیدهاند. چندین کتاب او پیش از درگذشتش به چاپ رسیده و در حوزههای حکمت و دین، دستگیر استادان و دانشجویان شده و نام درخشان او را به دور دستها برده است. و از زمان او تا امروز هزاران صفحه دربارهی او و فلسفهاش و کتابهایش، قلم زده شده است.»
امام خامنهای عزیز، نحوۀ بازشناسی نامآوری چون این بلند آوازه مرد را در سه دیدگاه بیان می فرمایند: « نخست، نگاهی تازه به حکمت اوست که آمیزهای از تفکر قدیم عقلانی با رشحهی الهام عرفانی است. در محشر اندیشههای فلسفی روز که غالباً از نور معنی و پرتو توحید، بیگانه و بیخبر است، جای این فلسفهی قرآنی و پایههای استقرار و خلل ناپذیرش، خالی است. زبانی آشنا با فرهنگ و معارف کنونی جهان، و دستی چیره در ترسیم زیباییهای «حکمت متعالیه» و در پشت آن، ذهنی ژرف بین و نواندیش و جامعنگر به کار است تا فلسفهی این حکیم بزرگ را در نمایشگاه فاخرترین فرآوردههای بشری، در جای سزاوار خود بنشاند. دوم نظری از سر عبرت به تأثیر این معرفت فلسفی، در بنای شخصیت خود فیلسوف است.
غفلت خسارت بار
اگر فلسفه، شناختی درست از هستی، برای بنای انسان راستین است، کدام تجربه از این بهتر و گویاتر؟ و سوم زدودن این گمان غلط که فلسفهی اسلامی از قرنهای میانهی هجری به خاموشی و افول تکرار گراییده است. این غفلت خسارتبار، که قرنها گریبانگیر مطالعه کنندگان غربی و حتی عربی بوده است، میتواند با جلب نظرها به حکیم سبزواری که خود یکی از شارحان و مفسّران حکمت مقایسهی صدرایی و شاگرد فلاسفهی بزرگ اصفهان است، دریده شود و شعاع هدایتگر هشت قرن فلسفهی اسلامی از خواجهی طوسی تا حاجی سبزواری و معاصران و شاگردان او بر فضای اندیشهی فلسفی در جهان معاصر بتابد.»
یادداشت اختصاصی // گفتمانسازی