جایگاه ولایت
هر کدام از ما بارها کلمهٔ «ولایت» را شنیده و خواندهایم. اصلا مگر شیعهای هست که با این کلمه آشنا نباشد؟ اما از حق که نگذریم، شیعه سالیان زیادی نیست که مفهوم این کلمه را فهمیده و مطابق آن عمل کرده است. بله، درست است که از ابتدای معرفی امیرالمؤمنین علیهالسلام عدهای هر چند کم سروری و آقایی ایشان را پذیرفتند و محبت خاندان عصمت علیهمالسلام را در دل جای دادند اما جامعه هیچگاه «ولایت» نداشته است، مگر در حدود پنجاه تا شصت سال اخیر.
شاید بفرمایید که «خب، همین محبت، ولایت است. ولایتی که سبب آمرزش گناهان است و عامل اصلی شفاعت». اما این معنا از «ولایت» با معنایی که قرآن و روایات اراده کردهاند، بسیار متفاوت است.
ولایت یعنی چه؟
بگذارید «شهید امام خامنهای» که از بزرگترین مفسّران قرآن است، معنای آن را بفرماید:
«در اصطلاح اوّلی قرآنی، ولایت یعنی بههم پیوستگی و همجبهگی و اتصال شدید یک عده انسانی که دارای یک فکر واحد و جویای یک هدف واحدند، در یک راه دارند قدم برمیدارند، برای یک مقصود دارند تلاش و حرکت میکنند، یک فکر را و یک عقیده را پذیرفتهاند. هرچه بیشتر این جبهه باید افرادش به همدیگر متصل باشند و از جبهه های دیگر و قطبهای دیگر و قسمتهای دیگر خودشان را جدا و کنار بگیرند، چرا؟ برای اینکه از بین نروند، هضم نشوند. این را در قرآن میگویند ولایت.»(۱)
برخورد امام رضا با افرادی که خود را شیعه می نامیدند
در جای دیگری میفرمایند:
«ولايت كه عنوان حكومت در اسلام و شاخصهى نظام اجتماعى و سياسى براى اسلام است، يك معناى دقيق و ظريفى دارد، كه معناى اصلى ولايت هم همان است و آن عبارت است از پيوستگى، پيوند، درهمپيچيدن و درهمتنيدگى؛ اين معناى ولايت است؛ چيزى كه مفهوم وحدت، دستبهدست هم دادن، با هم بودن، با هم حركت كردن، اتّحاد در هدف، اتّحاد در راه و وحدت در همهى شئون سياسى و اجتماعى را براى انسان، تداعى ميكند. ولايت يعنى پيوند.»(۲)
با این معنا از ولایت، تصدیق میفرمایید که در تاریخ شیعه، دورهای نبوده است که جامعهٔ شیعی، برای یک هدف، تلاش و حرکت کند. محبّت بوده، اما ولایت حکمفرما نشده است. به همین دلیل است که امام رضا علیهالسلام به آن گروهی که خود را شیعه مینامند، اذن ورود نمیدهند و این ادعا را نفی میکنند.(۳)
تمام آزادی خواهان در یک جبهه
جامعهٔ ایران🇮🇷، از سالهای ۴۱ و ۴۲ که قیام امام خمینی رحمهالله، علیه ظلم طاغوتی شروع شد، کمکم با این مفهوم نسبت گرفت و با معنای درست آن آشنا شد. به واسطهٔ این قیام تک نفره، فهمید که باید در جهتی که ولیّ خدا میگوید حرکت کند. این رشد و تعالی که با امام خمینی رحمهالله شروع شد، توسط شهید امام خامنهای (رضواناللهعلیه) ادامه پیدا کرد و به اوج خودش رسید.
امروز نه فقط جامعهٔ شیعهٔ ایران، بلکه نه فقط شیعیان جهان، و نه حتی تمام مسلمین؛ بلکه تمام آزادیخواهان جهان با هر دین و مسلکی، خود را با «ولایت حق» پیوند زدهاند و با او در یک جبهه قرار دارند، که در تمام تاریخ، بیسابقه است.
این بخشی از عظمتِ این شهید راه حق است.
حال میبینیم ولایت، استکبار را به زانو درآورده و خواب را از چشمان طاغوتیان ربوده است. از اینجا اهمیت ولایت مشخص میشود. ولایت همان چیزی است که اگر ایجاد شد، جایی برای جولان معاویهها، یزیدها، هارونالرشیدها، متوکلها و … نمیماند. چون جامعه متحد و مصمّم است در جهت حق.
امام باقر علیهالسلام فرمود: « «بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلىٰ خَمْسٍ : عَلَى الصَّلَاةِ، وَ الزَّكَاةِ، وَ الصَّوْمِ ، وَ الْحَجِّ، وَ الْوَِلَايَةِ ؛ وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْءٍ كَمَا نُودِيَ بِالْوَِلَايَةِ ». اسلام بر پنج پایه بنا شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت؛ و به هیچ چیز همانند ولایت دعوت نشده است.
با معنایی که گذشت، حال اهمیت این دعوت مشخص میشود. ولایتی که سبب همبستگی و هم جبهه بودن، در جهت یک هدف واحد و مرزبندی با غیر خود است.
«پایان قسمت اول»
————————
(۱). طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، جلسهٔ ۲۳، ص۵۰۸
(۲). بیانات ۲۷/۱/۱۳۷۷
(۳). علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج 65، ص 157 – 159
نویسنده: مهدی رضایی