تبعید رضا شاه
آخرین جنگی که دولت ایران مذبوحانه و با خوشخیالی تسلیم قوای اتوکشیدۀ دشمن شده بود مربوط به تهاجم متفقین در جنگ جهانی دوم میشود.
در این دوره با اینکه متفقین (شوروی، انگلستان و آمریکا) با نیروهای نه چندان زیادی به ایران حمله برده بودند اما توانستند در عرض دو هفته تمام ایران را به اشغال خود دربیاورند و رضا شاه را به شکلی تحقیرآمیز به جزیرهی دورافتادۀ موریس تبعید کنند.
حال مردم ایران که در بدو ورود ارتش متفقین به تهران جلو برخی از متفقین گل میریختند شاید این انتظار را نداشتند که قرار است به زودی چه بلایی توسط مهاجمینِ به وطنشان به سرشان بیاید!!
پیامدهای تسلیم
گوشهای از این پیامدهای تسلیم شدن ایران را در جنگ جهانی دوم میتوان به این موارد اشاره نمود:
۱. متفقین در جنگ خود در اروپا با کمبود شدید سوخت و غلات روبرو بودند به همین جهت علاوه بر غارت نفت ایران به سراغ کشاورزان و دامداران ایرانی رفتند و با توسل به زور یا به قیمت ثمن بخس و با کمترین قیمت، گندم و دام آنها را میگرفتند و به مصرف نیروهای مستقر خود میرساندند و مابقی را به بریتانیا و به خصوص شوروی صادر میکردند.
(سند: اسناد دولتی ایران، نامۀ شماره ۲۱۳، ۲۱/۱/۲۹، از وزارت خارجه به نخست وزیر ایران)
۲. اشغالگران تعداد قابل توجهی از پناهندگان لهستانی را از شوروی به ایران آوردند و تا مدتها آنها را در ایران اسکان دادند، حضور هزاران لهستانی علاوه بر تشدید بخشیدن به قحطی و کمبود نان و خواروبار در شهرهای مورد اسکان آنها باعث شیوع بیماری تیفوس در بین ایرانیها گشت، چون تعدادی از مهاجران به این بیماری مبتلا بودند به سرعت این مریضی در میان مردم ایران نیز شیوع یافت و اینک ایرانیان علاوه بر قحطی و کمبود نان باید تیفوس وارداتی را نیز تحمل میکردند.
رفتارهای اشغالگران با ایرانیان
۳. خود اشغالگران هم رفتارهای بسیار زنندهای با ایرانیها و نمادهای ایرانی داشتند به عنوان نمونه نورالله لارودی در کتاب خود مینویسد: وقتی من را بازداشت کرده بودند و از شیراز به اراک میآوردند، یک افسر انگلیسی جلو تخت جمشید توقف داد؛ کنار دیوار رفت و به دیوارهای تخت جمشید ادرار کرد تا تحقیر خود را به تاریخ ایران اثبات کند. (سند: کتاب اسیران، نوشته نور الله لارودی)
همچنین کم نبود فجایعی از این قبیل که سربازان اشغالگر برای زنان شوهردار مزاحمت ایجاد کنند، یا برای اینکه خودشان سوار بر درشکه بشوند ایرانیها را از درشکه بیرون پرت میکردند؛ گاهی به رستوران میرفتند و پولی به صاحب رستوران ایرانی نمیدادند و حتی گاه پیش میآمد که سربازان اشغالگری که قرار بود حافظ جان و مال ملت ایران باشند خودشان اسلحه به دست میگرفتند و به زور از مردم پول، ساعت و جواهراتشان را اخاذی میکردند. (کتاب ۶۱ سال شاه، ج۱، ص۴۱۸)
۴. در اسناد جنگ جهانی دوم و اشغال ایران هست که اشغالگران از عمد به کنار قناتهایی برای شستشوی خود و ماشینهایشان میرفتند که منبع تأمین آب شرب تهران و حتی کاخ شاه بود!!
و می گویند که همین آلودهسازی عمدی قنات توسط بیگانگان خود بیماریهای زیادی را میان مردم شایع کرد؛ در این اسناد همچنین هست که خودروهای نظامی متفقین برای تفریح با یکدیگر کورس میگذاشتند و عدهی زیادی از کودکان، مردان و زنان ایرانی را در طی مسابقات دیوانهوار خود زیر میگرفتند.
(سند: اسناد جنگ جهانی دوم و اشغال ایران)
تجزیه ایران
5. مهاجمین پس از تسلیم بیقید و شرط ایران به همین ددمنشی خود نیز کفایت نکردند و به سراغ برنامهی دیگری یعنی تجزیه ایران نیز رفتند:
- انگیسیها با جدیت تمام سعی داشتند خوزستان را با یک نام جعلی با پادشاهی فردی به نام شیخ جاسب از ایران جداسازند؛
- و روسها تلاش داشتند آذربایجان را ابتدا تجزیه و سپس به آذربایجان شوروی الحاق کننده که با هوشیاری مردم این مرز و بوم تیرشان به سنگ خورد.
(سند: کتاب خوزستان در ایام اشغال، ص۱۰۲ – ۱۳۳)
۵. اشغالگران برخلاف چیزی که برخی از ایرانیان از آنها تصور می کردند، پس از تسلط به ایران از هیچ توهینی به مردم ایران فروگذار نکردند طبق صحبت امیرعباس هویدا در یکی از پارکهای شهر آبادان انگلیسیها بر تابلو ورودی آن نوشته بودند «ورود ایرانی و سگ» ممنوع!!
تعبیری شبیه به همین را در نامههای سر ریدلربولارد(سفیر انگلستان در ایران) میبینیم که مینویسد: «شهامت اخلاقی ایرانیان به حدی کم است که وقتی یک آدم معمولی با آنها به مقابله میپردازد، فوری عقبنشینی میکنند، به همین دلیل رضا شاه توانست به مدت طولانی با آنها مثل سگ رفتار نماید.»
(سند: کتاب نامههایی از تهران، ص۱۴۰)
اشغالگران و بیگانگان با تزویر به دیگر ملتها ورود پیدا میکنند و پس از تسلط خود بر آنها از هیچ ظلمی فروگذاری نمیکنند.
نویسنده // سید حامد یاهوئیان