ارتباط یک مسئله مهم با شکاف عمیق میان نسل
در دیدار دستاندرکاران کنگره شهدای استان البرز، رهبر معظم انقلاب به نکتهای بنیادین اشاره کردند: “خاموش نشدن انگیزهها و ضرورت انتقال آنها به نسل بعد.” این جمله، صرفاً یک توصیه اخلاقی یا احساسی نیست؛ بلکه تشخیص یک مسئله عمیق اجتماعی و فرهنگی است. مسئلهای که اگر درست فهم نشود، با تکرارهای بیاثر، کلیشهها و فرمهای فرسوده، نهتنها حل نخواهد شد، بلکه شکاف میان نسلها را عمیقتر میکند.
واقعیت این است که انتقال ارزشها، مفاهیم والا و انگیزههای معنابخش، امری مکانیکی و اداری نیست. ارزشها منتقل نمیشوند مگر آنکه «فهمپذیر»، «قابل لمس» و «معنادار» شوند. نسل جوان امروز در جهانی زندگی میکند که منطق ارتباط، زبان، تصویر، سرعت و حتی شکل باورها با گذشته تفاوت اساسی دارد. اگر ما همچنان با فرمهای دیروز، ادبیات دیروز و قالبهای دیروز سخن بگوییم، حتی اگر محتوای ما درست و شریف باشد، شنیده نخواهد شد. این نه از ضعف نسل جدید، بلکه از ناتوانی ما در ترجمه مفاهیم به زبان زمانه ناشی میشود.
تغییر فرم، بهمعنای عدول از مبانی نیست. اتفاقاً برعکس؛ هرچه مبانی عمیقتر، شفافتر و عقلانیتر فهم شده باشند، امکان ترجمه آنها به ادبیات روز بیشتر است. مشکل آنجاست که گاهی خود ما نیز نسبت خود را با این ارزشها بهدرستی روشن نکردهایم. وقتی مفاهیمی چون ایثار، شهادت، مسئولیت اجتماعی یا تعهد جمعی صرفاً در سطح شعار باقی بمانند و به تجربه زیسته، مسئله امروز و پرسشهای واقعی نسل جوان پیوند نخورند، طبیعی است که انتقال آنها با شکست مواجه شود.
انتقال انگیزهها، پیش از هر چیز، نیازمند شجاعت اندیشیدن به امروز است
از منظر جامعهشناختی، هر نسلی نظام معنایی خاص خود را دارد. نسل امروز در فضایی رشد کرده که پرسشگری، فردیت، تجربه شخصی و صداقت برایش اهمیت بالایی دارد. او با روایتهای یکسویه، زبان دستوری و پیامهای از پیش بستهبندیشده ارتباط برقرار نمیکند. اگر قرار است انگیزهها خاموش نشوند، باید آنها را وارد گفتوگو کرد، نه اینکه صرفاً ابلاغ نمود. باید اجازه داد نسل جدید سؤال بپرسد، تردید کند، مقایسه کند و در نهایت به فهم خود برسد.
دستگاههای فرهنگی و مسئول، اگر همچنان بر بازتولید فرمهای رسمی، مناسکی و تکراری اصرار بورزند، عملاً به خاموش شدن همان انگیزههایی کمک میکنند که مدعی حفظ آن هستند. امروز انتقال مفاهیم، نیازمند روایت است؛ روایتی انسانی، چندلایه و صادقانه. نیازمند استفاده از رسانههای نو، زبان هنر، تجربههای واقعی و حتی اعتراف به پیچیدگیها و هزینههاست. نسل جوان با روایتهای بینقص و قهرمانهای دستنیافتنی همذاتپنداری نمیکند، اما با انسانهای واقعی که انتخاب کردهاند و بهای انتخابشان را پرداختهاند، چرا.
در نهایت، اگر بپذیریم که جامعه زنده، جامعهای است که ارزشهایش را بازتعریف و بازروایت میکند، آنگاه تغییر فرم نه یک تهدید، بلکه یک ضرورت خواهد بود. مبانی اگر محکم باشند، از ترجمه شدن نمیترسند. آنچه خطرناک است، اصرار بر فرمهایی است که دیگر کار نمیکنند، اما ما همچنان به آنها دل بستهایم. انتقال انگیزهها، پیش از هر چیز، نیازمند شجاعت اندیشیدن به امروز است؛ نه صرفاً تکرار دیروز.
یادداشت اختصاصی//حجت الاسلام رضا واوسری