تبیین خاموش،سرد و بی روح
«این گریه و زاری ها برای چیست؟! این ها قدیمی است؛ بروید از اهداف بگویید، از منطق و استدلال؛ از کار حماسی بگویید…»
این هم نوعی تبیین است اما خاموش، سرد و بیروح.
نیاز به گرماو حرارت دارد؛ پیوند و پشتوانه میخواهد؛
«امام راحل فرمودن عزاداری به سبک سنتی»
چقدر این جمله پر عاطفه است؛
اوج این پیوند و محبت در کربلا و عاشورا است؛ حرارت دارد و روشن؛ بیان مصیبتهایش نوعی پیوند عاطفی دارد؛ بیان فضائلش نوعی دیگر؛
استدلال بدون عاطفه باعث خاموشی ایمان
«زينب كبرى (سلامالله عليها) در كوفه و شام منطقى حرف میزند، اما مرثيه می خواند؛ امام سجّاد بر روى منبر شام، با آن عزت و صلابت بر فرق حكومت اموى میكوبد، اما مرثيه میخواند».
عزاداری به سبک سنتی یعنی پیوند عاطفی؛ یعنی گریه، اشک و روضه پیوند و پشتوانه ای برای فکر و عمل.
استدلال مِنهای عاطفه، ایمان را سرد و خاموش میسازد؛ شناخت را نابود میسازد. وحدت بین ولایت و اطاعت را سرد و قطع میکند.
قرآن نخ تسبیح ولایت و اطاعت را مودت میداند. «قل لا أسألكم عليه اجرا الّا المودّة فى القربى».
نبی وقتی میخواهد شروع به دعوت کند، عاطفه و احساس صادق را مطرح میسازد. ناگهان فرياد مىزند: «نگاه كنيد به اين بتها و ببينيد كه اينها ناتوانند!» عاطفهها را فعال میکند.
اینها پشتوانه حرکت هستند. در این فضای عاطفی حقائق روشن میشوند و قابل فهم.
سلسله یادداشتهای (از آشنایی تا شناسایی) قسمت چهارم
یادداشت اختصاصی // حجتالاسلام علیخانی