انقلاب اسلامی در اصول و مبانی خود خطا نمیکند
انقلاب اسلامی در حقیقت، سلوکی در «طریقالله» است؛ طریقی که غایت آن کشف از واقع و حرکت به سوی تحقق سعادت انسانی است. این حرکت، نه صرفاً یک پدیده سیاسی، بلکه مسیری تکلیفمحور است که مکلفان را در چارچوب شریعت به سوی امتثال الهی سوق میدهد.
بدیهی است که تحقق سعادت، متوقف بر شناسایی و امتثال تکالیفی است که در بستر این حرکت الهی پدیدار میشود. استخراج این تکالیف، در حوزه فقه و اصول، از آن به «اجتهاد» تعبیر میشود.
پرسش اساسی در اینجا آن است که اگر در فرآیند اجتهاد و استنباط این تکالیف، خطا واقع شود، آیا مکلف یا نظام اسلامی معذور است یا خیر؟
در پاسخ، ابتدا باید میان اصول و مبانی و مقام استنباط و تطبیق تفکیک کرد. انقلاب اسلامی در اصول و مبانی خود خطا نمیکند؛ زیرا این اصول مستقیماً از اسلام نبوی است و بر پایه وحی و شریعت استوار است. اما در مقام استنباط تکالیف جزئی و تطبیق آنها بر شرایط تاریخی و اجتماعی، امکان خطا بهلحاظ بشری بودن فرآیند اجتهاد، قابل فرض است.
عدم امتثال موجب عذر نیست
در اینجا مسئله «انسداد باب علم» نقش محوری پیدا میکند. در شرایطی که باب علم تفصیلی به احکام واقعی مسدود است، شارع مقدس مکلف را به تحصیل «واقع بما هو واقع» ملزم نمی کند، بلکه او را به تحصیل وظیفه فعلیه بر اساس حجج معتبر سوق می دهد. بر اساس مبنای اصولی ، اگر مکلف یا مجتهد در شرایط انسداد، از طریق کشف عن الواقع و با اتکاء به ادله معتبر، به قطع یا ظن معتبر برسد، عمل به آن حجت است و در صورت خطا، معذور خواهد بود.
اما نکته اساسی آن است که پس از تحقق قطع یا حجیت معتبر، ترک عمل جایز نیست.
در چنین فرضی، عدم امتثال موجب عذر نخواهد بود؛ زیرا تکلیف، ناظر به همان چیزی است که مکلف در شرایط انسداد بهعنوان وظیفه خود کشف کرده است، نه به واقع مجهول و دستنیافتنی. از اینرو، نمیتوان به بهانه احتمال خطا یا وجود شک، از التزام عملی به انقلاب اسلامی و الزامات آن سر باز زد.
بر همین اساس، این ادعا که «چون نسبت به انقلاب اسلامی شک وجود دارد، پس نباید به آن عمل کرد» از منظر که بالا توضیح دادیم مردود است.
انقلاب اسلامی بر مبنای قطع و یقین و حجت شرعی در شرایط انسداد باب علم
انقلابی که حضرت امام خمینی(ره) پایهگذاری کرد، نه بر اساس ظنون غیرمعتبر، بلکه بر مبنای قطع، یقین و حجیت شرعی در شرایط انسداد باب علم شکل گرفت حضرت امام فرمودند:«من راجع به حضرت صدیقه سلام اللَّه علیها خودم را قاصر مىدانم كه ذكرى بكنم، فقط اكتفا مىكنم به یك روایت كه در كافى شریفه است و با سند معتبر نقل شده است و آن روایت این است كه حضرت صادق سلام اللَّه علیه مىفرماید: فاطمه سلام اللَّه علیها بعد از پدرش 75 روز زنده بودند در این دنیا و حزن و شدت برایشان غلبه داشت و جبرئیل امین مىآمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض مىكرد و مسائلى از آینده نقل مىكرد.
روایت کافی شریفه
جبرئیل طی ۷۵ روز اخبار آینده و ذریه را بر حضرت زهرا (س) نازل میکرد و حضرت علی (ع) کاتب آن بود.
حضرت علی (ع) کاتب وحیِ پیامبر (ص) و همچنین کاتب الهامات الهی بر حضرت زهرا (س) بودند.
جبرئیل در ۷۵ روز اخبار آیندهی ذریه حضرت زهرا (س) را بازگو میکرد و حضرت علی (ع) آنها را ثبت مینمود که احتمالاً شامل وقایع عهد حضرت صاحب (عج) و ایران نیز بوده است.
انقلاب اسلامی یک پروژه تکلیف محور
در اینجا برخی شبهات مطرح میشود؛ از جمله اینکه آیا حضرت امام(ره) «واقع» را ایجاد کردهاند یا خیر؟ پاسخ آن است که این تلقی نادرست است و به مسلک معتزله نزدیک میشود که قائل به جعل واقع توسط مکلف یا حاکم هستند. در حالیکه امام(ره) نه واقع را ایجاد کرده و نه «واقع دوم» جعل نموده است.
آنچه اتفاق افتاد، کشف واقع در شرایط انسداد علم است، نه جعل واقع. ولایت فقیه، انقلاب اسلامی، و مجموعه تکالیفی که در ذیل این نظام تعریف میشود، همگی بر اساس کشف عن الواقع و در چارچوب حجج شرعی و عقلایی صورت می گیرد. بنابراین، انقلاب اسلامی نه «واقعساز» بلکه «واقعکاشف» است؛ حرکتی است عنالواقع و الیالله، که وظیفه مکلف را در شرایط فقدان علم تفصیلی روشن میسازد.
نتیجه آنکه انقلاب اسلامی یک پروژه تکلیفمحور است که در بستر انسداد باب علم، بر اساس اصول معتبر فقهی و اصولی، وظیفه فعلی مکلف را کشف میکند و التزام عملی به آن، نهتنها معذوریت را از بین نمیبرد، بلکه عین امتثال و عبودیت محسوب میشود.
یادداشت اختصاصی//حجت الاسلام رضا واوسری