هم جبهه بودن در جهت هدف واحد
عرض کردیم که «ولایت» به معنای هم جبهه بودن در جهت هدف واحد است. حال این سؤال مطرح میشود که هم جبهه بودن با چه کسی؟
در قرآن کریم ولایت و همجبهه بودن، در دو جهت مطرح شده است.
- یکی همجبهه بودن با ولیّ خدا و اطاعت از اوست که در آیات متعدّد آمده است و امامت و ولایت با معنای رایج هم این را در خودش دارد.
- جهت دوم، همجبهگی و پیوستگی بین مؤمنین و مرزگذاری بین جبههٔ مؤمنین با جبههٔ غیر ایمانی بهخصوص جبههٔ کفر و الحاد است.
مصداق هر دو جهت، در آیهٔ «و من یتولّ الله و رسوله و الذین آمنوا فإنّ حزب الله هم الغالبون»(۱) آمده است.
حال به این دو جهت میپردازیم:
اول، ولیّ و امام چه کسی است و وظیفهٔ او چیست؟ و دوم، توضیحی در معنای به همپیوستگی مؤمنین در جهت حرکت به سمت آن هدف و وظایف آنها.
تکلیف امام
امام شهیدمان در معنای امام و تکلیفی که بر دوش امام است، فرمودهاند:
«در جامعه اگر بخواهد همهٔ نیروها به کار بیفتد و همه در یکجهت به کار بیفتد و هیچیک از نیروها هرز نرود و همهٔ نیروهای جامعه به صورت یک قدرت متراکمی، به مصالح جمعی بشریت به کار بیاید و جامعه بتواند مثل مشت واحدی باشد، در مقابل جناحها و صفها و قدرتهای مخاصم؛ اگر اینها را بخواهد داشته باشد، احتیاج دارد به یک قدرت متمرکز.
به یک دلی احتیاج دارد، به یک قلبی احتیاج دارد این جامعه و این پیکر عمومی امت اسلام. البته شرایط هم دارد. باید خیلی آگاه باشد، باید خیلی بداند، باید خیلی با تصمیم باشد، باید چشمش دارای یک دید دیگری باشد، بایستی از هیچ چیزی در راه خدا نهراسد، بایستی وقتی لازم شد خودش را فدا کند؛ ما اسم یک چنین موجودی را چه میگذاریم؟ امام.»(۲)
(ناگفته نماند که شهید امام خامنهای رضواناللهعلیه، خود مصداق بارز این تعریف از امام شدند که در وقت لزوم هم خود را فدا کردند.)
حفظ یکپارچگی و مرز گذاری با جبهه غیر ایرانی
امام لزوما از طرف خداوند تعیین میشود. یا به تعیین مستقیم و با نام مانند پیامبران الهی و ائمهٔ معصومین علیهمالسلام، یا به صورت غیرمستقیم و بیان نشانهها. مثل این روایت از امام حسن عسکری علیهالسلام: «فأمّا من کان من الفقهاء، صائناً لنفسه، حافظاً لدینه، مخالفاً علی هواه، مطیعاً لأمر مولاه؛ فللعوامّ أن یقلّدوه».(۳) که نشانههای فقیه را میفرمایند و تقلید و تبعیّت از او را بر مردم واجب میکنند.
آنچه که در پی آن هستیم این است که همه بدانند که «وظیفهٔ امام» چیست؟ چراکه دانستن تکلیفی که بر دوش امام جامعه است، در همراهی با او کمک شایانی خواهد کرد؛ همچنین سبب آرامش قلوب و تحلیل درست از رفتار ولیّ خدا میشود. مثلا اگر او کاری کرد که علت آن مشخص نیست، سبب بیتابی و اعتراض به او نمیشود و اگر چیزی را تکلیف کرد، هرچند در نگاه جامعه ضروری بهنظر نمیرسد، اما مؤمنین باید در انجام آن بکوشند و اینگونه است که معنای ولایت در جامعه محقق میشود.
پس به طور خلاصه، تکلیف امام همانطور که از تعریف ولایت نیز برمیآید این است که جامعه را –با حفظ یکپارچگی و مرزگذاری با جبههٔ غیرایمانی- به سمت آن هدف واحد هدایت کند و از هدر رفت وقت، نیرو و امکانات جلوگیری کند.
این همه تأکید شهید امام خامنهای، بر عدم دلباختگی به دشمنان اسلام و غربزدگی، اتحاد بین مسلمین و ملت ایران، عدم مذاکرهای که تجربه، بیفایده بودن آن را ثابت کرده است، تأکید بر علم، صنعت، فناوری، اقتصاد درونزا، حمایت از نخبگان، پرهیز از خامفروشی معادن گوناگون و … همه در این تعریف هست و از دل آن میجوشد.
از اینجا تکلیف مردم نیز تا حدودی روشن میشود. که در یادداشت بعدی به آن میپردازیم.