نام آیتالله حسینعلی منتظری بیش از آنکه با «فقاهت» گره خورده باشد، با یک خطای سیاسیِ پرهزینه در حافظه تاریخ جمهوری اسلامی ثبت شده است؛ خطایی که نهتنها سرنوشت شخصی او، بلکه مسیر بخشی از نخبگان مذهبیِ دچار سادهانگاری سیاسی را تغییر داد.
منتظری فقیه بود، اما سیاستمدار نبود. و در تاریخ انقلابها، این ترکیب همیشه خطرناک است.
سادهلوحی سیاسی پشت نقاب اخلاقگرایی
مشکل اصلی منتظری نه «دلسوزی» بود و نه «انتقاد»؛ مشکل، فقدان درک از میدان قدرت و امنیت بود. او با تکیه بر روایتهای یکطرفه، بدون اشراف اطلاعاتی، در بزنگاههایی موضع گرفت که عملاً آب به آسیاب دشمنان نظام ریخت. در سیاست، نیت خوب بدون تحلیل، به فاجعه ختم میشود؛ و منتظری نمونه کلاسیک این قاعده است.
اخلاقگراییِ بیپشتوانه امنیتی، در نظامی که تازه از جنگ و ترور بیرون آمده بود، نه فضیلت که تهدید محسوب میشد.
نفوذپذیری؛ پاشنه آشیل یک فقیه
واقعیت تلخ این است که آیتالله منتظری بیش از آنکه «قربانی حذف» باشد، قربانی حلقه اطرافیان خود شد؛ اطرافیانی که بعضاً بعدها مسیرشان کاملاً از انقلاب جدا شد. نفوذپذیری سیاسی برای یک مرجع بالقوه، خطایی نابخشودنی است. فقیهی که نتواند اطراف خود را مدیریت کند، چگونه میتواند مدعی مدیریت جامعه باشد؟
تقابل با امام؛ عبور از خط قرمز مشروعیت
نقطه سقوط، جایی بود که منتظری در عمل در برابر امام ایستاد؛ نه یک اختلافنظر فقهی، بلکه چالش در اصل اعتماد و فرماندهی انقلاب. امام خمینی صریح بود: انقلاب جای آزمون و خطای اشخاص نیست. منتظری این هشدار را جدی نگرفت و هزینهاش را هم پرداخت.
تاریخ نشان داد که مسئله، «تحملنشدن نقد» نبود؛ مسئله عدم تشخیص جایگاه نقد بود.
تبدیل شدن به سرمایه رسانهای ضدانقلاب
شاید تلخترین بخش ماجرا این باشد که منتظری، آگاهانه یا ناآگاهانه، در سالهای پایانی عمر به مرجع استنادی رسانههای معاند بدل شد. نام او نه در حوزههای علمیه، بلکه در بیانیههای سیاسی خارجنشینان تکرار میشد. این همان نقطهای است که یک فقیه، حتی اگر مظلوم باشد، دیگر معصوم از خطا نیست.
جمعبندی؛ عبرتی برای امروز
آیتالله منتظری نه شیطان بود و نه قهرمان. او نماد یک اشتباه بزرگ است: اشتباهِ جایگزینکردن احساس اخلاقی بهجای عقلانیت سیاسی. انقلابها با نیتهای پاک حفظ نمیشوند؛ با بصیرت، هوشمندی و شناخت دشمن حفظ میشوند.
اگر امروز از منتظری یاد میکنیم، نه برای تطهیر و نه برای تخریب، بلکه برای این حقیقت ساده:
فقاهت بدون سیاست، خطرناک است؛ و سیاست بدون بصیرت، فاجعهبار.
یادداشت اختصاصی// محمد رحیمی