نقل قول یکی از روحانیت
در یک تابستان، امام خمینی همراه تنی چند از علما به مشهد مشرف میشوند. یکی از روحانیت نقل میکند: برنامهمان این بود که پس از استراحتِ ظهر، دستهجمعی به حرم میرفتیم. اما امام، زیارت و دعا را مختصر خوانده و تنها برمیگشت. هنگام بازگشت میدیدیم: ایوان منزل را آب و جارو کرده، فرش پهن نموده و برایمان چای میریختند!
یکروز از ایشان پرسیدم: این چهکاری است شما میکنید؟ فرمودند: «من ثواب این کار را کمتر از زیارت و دعا نمیدانم.»
در زیارت اربعین، طلاب با واکس زدن، ریختن چای و حتی نانوایی خدمت میکردند. یعنی ما از تمام ظرفیتها برای پیوند با مردم استفاده کردیم. این اتفاق بسیار مبارک است؛ اما هنوز تحسینبرانگیز نیست! بایستی معیارهای مطلوب رهبری را احراز کنیم. ایشان سه وظیفه برای روحانیت تعریف کردند:
۱. هدایت فکری و معنوی ۲. هدایت سیاسی ۳. غمخواری مردم و خدمات اجتماعی
غفلت از ابعاد اصلی؛ تمرکز بر ضلع سوم
از کرونا به اینسو، ما هرچه در ضلع سوم مایه گذاشتیم، از دو ضلع دیگر غفلت کردیم. هوشمندانهتر از این نمیشود گفت: «بیمایه فطیر است!» دیروز رفیقم -که از سلاطین خواستگاری رفتن است درد و دل میکرد: «دخترهای آخوند قبول نمیکنند. دخترهای مذهبی هم اگر با شرط شغل دوم بپذیرند، میگویند: باید لارج باشی!» این رفیق ما، سه ایکس لارجیست برای خودش! الحمدلله تحصیلات عالیه و مسلط به انگلیسی…
ولی ما داریم روایتی از خودمان نشان میدهیم که روحانیت: واکسیها، نانواها و خادمان هیئت خوبی هستند. پس رهبرِ این هیئت کجاست؟ همان آخوندی که صرفا روی حُسنِ «باحال بودن» و «طنّازی»اش تمرکز کردیم؟!
ایفای نقشِ آیتالله بهجت و علامه طباطبایی و مصباح چهشد؟ چرا دیگر در ذهن جامعه «ملّا بودن» و «صاحب کرامات» جایگاهی در هویت طلبگی ندارد؟ اصلا چرا باید مردم نگران کمآبی باشند؟ وقتی حوزه میراثدارِ آیتالله خوانساری با نمازهای باران است… بله، الحمدلله لایفاستایلهای طلبه هستند. با این تجویزِ ذکرهایشان باران میبارد…
کنشگری به اقتضای روز، حتما ضرورت است. ولی افراط ما در روایتِ روزمرگیِ طلبگی، هولی ایجاد کرده و داریم به دیگ حلیم میافتیم. بیایید تاریخ علما را بیشتر بخوانیم. هویت طلبگی را بهتر احراز کنیم.