پاسخ بنیادین علامه مصباح یزدی
از دیرباز، شک و حیرت را به عنوان یکی از مخربترین آفات معرفتی معرفی می کردند. امیرالمؤمنین علی (ع) به روشنی در این باره هشدار دادهاند: «مَن أَخيَبُ مِمَّن تَعَدَّى اليَقينَ إلَى الشَّكِّ وَ الحَيرَةِ؟!» (کیست ناکامتر از آن که از یقین به سوی شک و حیرت روی آورد؟!). این پدیده در تاریخ غرب پس از رنسانس و فروپاشی مبانی الهیاتی مسیحیت به شکل یک بحران اجتماعی آشکار شد. تطوان و تقدسِ شک در فلسفه مدرن (مانند راسل)، که در آن تردید، نشانهی خردمندی و یقین، نشانهی حماقت انگاشته شده است.
این موج شکگرایی و نسبیت معرفتی که در فلسفههای مدرن غربی نهادینه شد، پس از انقلاب اسلامی به صورت یک هجوم فکری سازمانیافته (به خصوص از دهه ۱۳۷۰ به بعد) به فضای علمی و فرهنگی ایران وارد گردید. در چنین شرایطی، آیتالله علامه محمدتقی مصباح یزدی با ارائه «نظریه ارجاع بدیهیات به علم حضوری»، پاسخی بنیادین و نظاممند به این چالش دادند.
نظریه ارجاع چیست؟
علامه مصباح با جایگزینی «علم حضوری» بهجای «ساختار ذهن» (کانت) یا «قرارداد زبانی» (ویتگنشتاین)، ریشه بدیهیات را به واقعیتِ مستقیم پیوند زد تا بنبست شکگرایی و نسبیت را بشکند. یعنی ما به رابطهی ذاتی بین مفاهیم در این گزارهها، یک آگاهی بیواسطه و حضوری داریم.
این علم حضوری با احاطه بر ذهن و واقعیت، سدی نفوذناپذیر در برابر شکگرایی و نسبیتگرایی ایجاد میکند.
پیامدهای نظریه ارجاع برای علوم انسانی
این نظریه، تأثیرات مستقیم و عمیقی بر مبانی علوم انسانی دارد:
۱.ابطال نسبیت معرفتی: با اثبات عینیت و یقین بدیهیات اولی، کل علوم انسانی که بر این مبنا استوار میشوند، از نسبیت نجات مییابند.
۲.یکسانسازی روش شناسی: روش معتبر در علوم انسانی، همان روش عقلی-برهانی حاکم بر علوم دیگر است. گزارههای علوم انسانی باید با استدلال منطقی به بدیهیات یقینی عقل نظری (وجدانیات و اولیات) ارجاع داده شوند، نه به احساسات، قراردادهای اجتماعی یا سلیقه.
۳.این دیدگاه با رد تفکیک سنتی عقل، گزارههای اخلاقی را از حالت «بدیهی انگاری» خارج کرده و آنها را نیازمند اثبات برهانی میداند. بنابراین، هیچ «بدیهی خاص» مستقل و جداگانهای در علوم انسانی وجود ندارد و استنتاج بایدها از هستها امکانپذیر است.
۴.اعتبار دانش در علوم انسانی باید بهجای اقناع روانشناختی، بر پایه شواهد عینی و مدلهای ریاضی (مانند احتمال) استوار باشد.
نظریه ارجاع به مثابه سلاحی در برابر آفت شک
آیت الله مصباح یزدی در کتاب اموزش فلسفه خود به طور مشخص به خطر شک گرایی میپردازد و هشدار میدهد:
((خطر شکگرایی… علاوه بر اینکه یک آفت رنجآور روانی است، خطرهای مادی و معنوی بزرگی را برای جامعه در بر دارد. با انکار ارزش شناخت، نمیتوان امیدی به پیشرفت علوم و معارف بست… بنابر این شکگرایی آفتی است بس خطرناک که همه شؤون انسانی را تهدید به نابودی میکند و با رواج آن هیچ نظام اخلاقی و حقوقی و سیاسی و دینی قابل دوام نخواهد بود و با توجیه آن هر گناه و جنایت و ظلم و ستمی قابل توجیه خواهد بود.)) (آموزش فلسفه،ج۱،ص۴۴))
یادداشت اختصاصی//حجت الاسلام سیدحامد یاهوئیان