مثلی لا یباع مثله
بهانه ای که امروز دست به دست می چرخد؛ بیعت با امریکا مساوی با نجات ایران؛
درحالی که خط فکر رهبری همان خط سید الشهدا است «مثلی لا یباع مثله؛ مثل من با یزید زمان بیعت نخواهد کرد؛» راه فقط مبارزه است هرچند هزینه بردار باشد. این مبارزه کوچک شده نسخه عملی خط سیدالشهدا است.
در طول تاریخ پیشنهاداتی به سید الشهدا می دادند؛ شما پیروان زیادی در مدینه و مکه دارید می توانید به عبادت و تبلیغ و کارهای خودتان بپردازید و از طرفی کاری با یزید نداشته باشید، پس نیازی به قیام علیه او نیست.
این نگاه یک خطای راهبردی است. با شَم انسانی قوی باید حوادث را قبل از وقوع آن احساس کرد و فهمید و عکس العمل نشان داد. اگر زمان بگذرد، هر کاری که بخواهند بر سر ملتها میآورند.
پاسخ صحیح به این بر میگردد که علت قیام سیدالشهدا چه بود؟!
علت قیام سیدالشهدا
دو نوع تحلیل در این زمینه وجود دارد:
- حرکت برای تشکیل حکومت
- حرکت برای شهادت
هر دو تحلیل ناقص و باطل هستند؛
در نگاه اول انسان زمانی برای تشکیل حکومت قیام میکند که امکان آن وجود داشته باشد و تا هرجایی که ممکن است حرکت میکند و هر جا ممکن نبود عقب نشینی میکند ولی این نوع نگاه از حرکت امام بدست نمی آید.
در نگاه دوم که خیلی هم رایج است ، حرکت برای شهادت میباشد. چون با زنده بودن نمیشود کاری را پیش برد باید به سمت شهادت حرکت کرد؛ شهادت است که پیش برنده است؛ این هم حرف درستی نیست زیرا انداختن خود در کام کشتن مخالف منطق دین و شرع اسلامی است. و معنای شهادت در شرع مقدس یعنی انسان به دنبال هدف مقدس واجب یا راجح برود و اگر در این مسیر هم کشته شود شهادت صحیح اسلامی است.
هدف اصلاح خط فکری جامعه
با این دو تحلیل خلط بین نتیجه و هدف رخ می دهد؛ هدف اصلی قیام، برگرداندن جامعه به خط صحیح است. فردی که بعد از معاویه روی کار امده است، شرب خمر و تعرضات فساد جنسی واضح وجود دارد. و اعتقادی به رعایت ظواهر اسلام در او نیست.
در مقابل این همه انحراف راهی به جز قیام نیست. امام باید تکلیف را انجام بدهد زیرا بیعت کردن یعنی همراه شدن بافرد فاسدی که شخص اول جامعه است. حاکم فاسد مانند چشمهای گندیده است که به بیرون خود سرازیر میکند.
هرچند در همان عصر افراد شاخص و دینشناسی چون عبدالله بنجعفرها و محمد بنحنفیه و عبدالله بنعباسها پیشنهاد دیگری غیر از #مبارزه داشتند؛ مبنای فکری آنها این بود جایی که خطر باشد تکلیف برداشته میشود؛ ولی از نگاه سید الشهدا اصلاح فکری جامعه تکلیفی است که با خطر برداشته نمیشود. تكليف، تكليف است؛ بايد انجام بگيرد حضرت می فرمایند: «چه كشته بشويم، چه به پيروزى برسيم. فرقى نمىكند؛ ما داريم تكليفمان را انجام مىدهيم.»
بنابراین هرجا فسادی از این قبیل باشد نسخه عملی همان خط سید الشهدا است هرچند در این مسیر مبارزه منتهی به شهادت شود یا تشکیل حکومت؛ زیرا هدف اصلاح خط فکری جامعه است.
نویسنده: مجتبی علیخانی