تشعشعات تأثیر قداستِ روحانی و ابهّت
آیت الله سید حسن مدرس طباطبائی در سال ۱۲۴۹ شمسی در یکی از روستاهای اردستان، استان اصفهان چشم به جهان گشود. در اصفهان از شاگردان جهانگیرخان قشقائی بود و سپس در نجف، پای درس مراجع بزرگی چون میرزای شیرازی، آخوند خراسانی و سید یزدی به تحصیل پرداخت.«مدرّس» عالمی بود آگاه از مسائل سیاسی داخلی و خارجی، مسئولیت پذیر و با تقوا؛ مجتهدی شجاع که هیچگاه از مرگ ترس نداشت. زندگی ساده اش زبانزد بود؛ با کنار زدن نرمی تشک، روی زمین سفت میخوابید و عمامهاش را به جای بالش زیر سر میگذاشت و عبای خود را همچون لحاف به روی سرش میکشید.
میگفت «این شخص باید زندان ببیند. اگر قرار بشود که روی تشک بخوابد، نمیتواند زندان را تحمل کند.» [۱] معروف بود که راجع به مخالفینش خیلی نطّاقی میکرد و سخن پرشوری داشت. هیچ عامل ترس و تهدید و تطمیعی در او اثر نمیکرد. این ویژگی ها باعث شده بود از دوران پهلوی اول تا قبل از انقلاب اسلامی، تشعشعات تأثیر قداستِ روحانی و ابهّت ایشان، به سنگ های تاریک طاغوتی بخورد و ایرانی های ظلم ستیز، نور این نعمت را نبینند.
بدون ترس و اضطراب
تقوای شهید مدرس، مثال زدنی بود و در مجموع، دارای شخصیتی خیلی عجیب بود. انضباط فردی و اهمیت داشتن علم و تعلیم، مجتهدی ملا و عالم تراز اول از ایشان ایجاد کرده بود. جزء مدرسین خارج فقه در تهران بود که دو درس خارج می گفت. در تمام مدتی که مملکت با حرف های او می چرخید، دو تا درس فقه و اصول می گفت و تعطیل نمی شد. پیش از این، هنگامی که علما در حجرات حرم حضرت امیر(ع) برای در امان ماندن از تیراندازی های مردمان عراق خود را پنهان میکردند، شهید مدرس در ایوان حرم مشغول نوشتن تقریرات درس آخوند خراسانی بود. حتی وقتی گلولهای بر روی کاغذ هایش افتاد، بی اعتنا آنرا کنار انداخت و به نوشتن ادامه داد؛ بی هیچ ترس و اضطرابی.
این مسیر زندگانی سراسر تقوا و علم بود که میسّر میکند تا «سیاست مداریِ متدیّنانه» را با الگوگیری از امامان معصوم علیهم السلام، به «سیاستمداران غیر دینی» و «حوزویان غیر انقلابی» نشان دهد. همان حرکتی که تبدیل به شعار انقلاب اسلامی شد: «سياست ما عين ديانت ماست و ديانت ما عين سياست ماست» [۲]. شهید مدرس در دوره قاجار با سیاستهای استعماری انگلیس مخالفت میکرد. این مخالفتها سبب شد تا انگلیس در سال ۱۳۰۴، رضاخان را برای سرکوب مخالفان، به قدرت برساند.
سرانجام در سال ۱۳۱۶، پس از ۹ سال تبعید در شهر های دامغان، مشهد، خواف و سپس در کاشمر، به دستور مستقیم رضاشاه، این عالم بزرگ در سن ۶۵ سالگی با مسمومیت و سپس خفه شدن، به شهادت رسید.
[۱] : جرعه ای از دریا / ج۱ / ص۵۴۷.
[۲] : بيانات امام خامنهای در ديدار رئيسجمهور و اعضاى هيئت دولت, ۱۳۸۰/۰۶/۰۵.
یادداشت اختصاصی//حجت الاسلام امیر پورعباس