بار سنگین مرزبانی بر دوش مفید و بقیه عالمان دین
پس از قطع ارتباط مستقیم با امام معصوم(ع)، مهمترین دغدغه شیعه حفظ اصالت مکتب اهلبیت در برابر آمیختگی اندیشههای بیگانه بود.
در زمان حضور ائمه(ع)، امام با سخن و موضع قاطع، معیار حق بود و انحرافات را روشن میکرد. با آغاز غیبت کبری، وظیفه پاسداری از مکتب اهلبیت بر دوش عالمان دین، از جمله شیخ مفید، قرار گرفت.
همین دگرگونی تاریخی، ضرورت ترسیم چهارچوبهای دقیق کلامی و فقهی را دوچندان کرد. اگر این چارچوبها پدید نمیآمد، احتمال آمیختگی تشیع با مکاتب نزدیک، بهویژه اعتزال، و نیز ورود مبانی قیاسی یا گرایشهای غیر امامی، بسیار جدی بود. از همینجاست که نقش شخصیت بیبدیل شیخ مفید جلوهگر میشود؛ دانشمندی که با نبوغ و ژرفنگری خویش، نخستین صورتبندی منسجم و مرزبندیشده از مکتب اهلبیت را ارائه کرد و راه را بر بسیاری لغزشها بست.
مسأله امامت نقطه مرکزی این دستگاه فکری
شیخ مفید در فقه با نگارش «المقنعه» و تدوین اصول نوین استنباط، راه میانبر میان ظاهرگرایی اهل حدیث و قیاسگرایی دیگر فقیهان را بست و مکتب اجتهادی شیعه را صورتبندی کرد. در کلام نیز با آثاری چون «اوائل المقالات»، «تصحیح الاعتقاد» و «الفصول المختارة»، مرزهای اساسی باورهای امامیه را از آراء معتزلی جدا ساخت و نشان داد که اشتراکات ظاهری دلیل بر اقتباس نیست؛ بلکه شیعه در توحید، عدل و نفی تشبیه بر کتاب و سنت اهلبیت تکیه دارد و استقلال فکری آن محرز است.
نقطه مرکزی این دستگاه فکری، مسأله امامت است؛ شاخصهای که هویت تشیع را از هر مکتب دیگری جدا میسازد. شیخ مفید با تکیه بر این اصل، اندیشه امامیه را سامان داد و هویت اصیل مکتب اهلبیت را تثبیت کرد.
🖋یادداشت اختصاصی// حجت الاسلام رضا واوسری