اولین روزهای سرد و یخی دی ماه ۱۳۶۷
مقدمه:
در اولین روزهای سرد و یخی دی ماه ۱۳۶۷ ه.ش در جهان دو قطبیِ آن روزها، ناگهان خبری در جهان انتشار یافت که موجب شگفتی جهانیان گردید؛ انتشار نامهای هشدار آمیز از سوی رهبر انقلاب اسلامی ایران به میخائیل گورباچف نفر اول کشور شوروی!
برای درک عظمت این اقدام امام خمینی ابتدا باید دانست در جهان آنروزها، شوروی رقیب تمدنی بلوک غرب بود. شکوه و عظمت سازههای بی روحِ کمونیستی جهان را درنوردیده بود و هر کس که سودای مخالفت با غرب داشت در زیر چترِ سوراخ کمونیستها و بلشیویکها قرار میگرفت. کمونیستها سودای بیدینی را رواج میدادند، به پیروزی در جنگ جهانی دوم افتخار میکردند و در اثنای جنگ سرد با ساخت سلاحهای پیشرفته و ساختمانهای جدید سرخوش بودند.
سرکار آمدن میخائیل گورباچف نیز خبر از اصلاحات مفید درونی میداد و همه چیز ظاهرا بر طبق میل کمونیستها پیش میرفت. در این فضای رشد، ناگهان یک رهبر و ایدئولوگ اسلامی، خبر از فروپاشی تمدن پر زرق و برق شوروی داد! خبری که برای هیچ کس باور پذیر نبود تا تاریخِ ۲۶ دسامبر ۱۹۹۱ فرا برسد.
چکشی که بر سر کمونیسم فرود آمد!
قسمتی از جنگ تمدن و فرهنگ بین کمونیسم و اسلام
نامه امام به گورباچف در اصل قسمتی از جنگ تمدن و فرهنگ بین کمونیسم و اسلام بود. اما با هدف نابودی ملت شوروی صادر نشده بود بلکه هدف از آن نجات ملت شوروی از دست شیطان بود. (۲) محتوای این نامه تا قسمت زیادی شامل مطالب توحیدی و فلسفی عمیق است که جوابی مختصر به ادعاهای اصلی کمونیسم مبتنی بر عدم وجود قادر مطلق و افیون بودن دین و مذهب بود.
این نامه تهی بودن تمدنهای بیخدا را گوشزد میکرد و مانند اکثر سخنرانیهای امام خمینی یک جهاد تبیین در مقابل اسلام آمریکایی بود. در حقیقت این نامه به مثابه یک ضربهای ابراهیموار بر پیکره بتهای آهنی کمونیسم و سکولاریسم بود.
به سویِ حقیقت
امام خمینی با تیزهوشی پیش بینی کردند که گورباچف برای رهایی از بنبست در بلوک شرق، به سمت تلهی تمدن غرب خواهد رفت. امام دلسوزانه از او درخواست کردند تا به جای فرار به سمت سرابی در غرب، به حقیقت روی آورد؛ حقیقت اسلامناب که برای همه ابعاد زندگی بشر برنامه دارد! ایشان به درستی عامل عمده مشکلات جهان را الحاد دانستند و راه نجات ملل جهان را در منحصر در پیمایش مسیر توحید دانستند. امام خمینی با ارائه یک انسان شناسی مبتنی بر مکتب اسلام ناب محمدی، توانست تا نیازهای اصلی انسان را تشخیص دهد و راه حل حقیقی نجات بشریت را به گورباچف ارائه دهد.
امام خمینی با بررسی فواید محسوس انقلاب اسلامی و اسلام ناب محمدی، بر تمدنی که همه چیز را مبتنی بر حس میداند اثبات کرد دین و مذهبی که کمونیستها مخدر میدانند، مخدر نیست بلکه مسیر نجات تمامی انسانها در عالم است و این مخدر نبودن برای کمونیستهای حسگرا محسوس شد!
آیندهای سرد و تاریک
اما اعجاب آورترین بخش نامه اختصاص به پیش بینی امام خمینی از آینده شوروی دارد؛ زنده به گور شدن!
امام با تیزبینی و حکمت الهی، تشخیص دادند ادامه مسیر تمدن شوروی به سمت نابودی خواهد رفت. پیش بینیای که در آن زمان باورش بسیار مشکل بود و جز مردان حکیم الهی قادر به درک این اتفاق نبودند. پیش بینی که مانند همه وعدههای الهی در تاریخ ۲۶ دسامبر ۱۹۹۶ به واقعیت پیوست.
امروز جهان بدون کمونیستها و شوروی به سوی حقیقت در حال حرکت است و کمونیسم در موزه و تابوت زندانی است. امروز در همه کشورها باید از سرنوشت شوروی عبرت گرفت و پذیرفت که هر راهی جز اسلام ناب محمدی بیراههای بیش نیست و حل تمامی مشکلات مادی و معنوی بشر در گرو اجرای کامل مراحل تمدن اسلامی و اقامه اسلام ناب محمدی میباشد وگرنه سرنوشتی مثل سرنوشت شوروی در انتظار همهی تمدنهای جهان خواهد بود…
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱. خداوند در قرآن فرموده است: 《وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا》 81 اسراء. بنابراین هر تمدن غیرالهی مانند یخ میماند و همیشه در حال زوال میباشد.
۲. کما اینکه در اول نامه فرمودند برای ملت شوروی آرزوی سعادت دارم و در آخر نامه برای کمک به پر شدن خلا اعتقادی شوروی اعلام آمادگی کردند.
یادداشت اختصاصی// مهدی موحدنژاد