اهمیت فضای نویسندگی در اوج منازعات ایدئولوژیک
فضای نویسندگی و خَلق مکتوبات، همواره در اوج مبارزات سیاسی و منازعات ایدئولوژیک، به عنوان امری مهم بر شمرده میشود. فضای مبارزاتی انقلاب اسلامی نیز بری از این قاعده نیست. همانگونه که میرزاکوچک در نهضت جنگل به تأسیس نشریۀ جنگل روی آورد و نواب صفوی نیز در نشریۀ ارگان فدایی اسلام قلم میزد، نهضت امام خمینی در دهۀ ۴۰و۵۰ هم از زمرۀ این مبارزات است که فارغ از جنگِ در خیابان و میدان، در قلم و کاغذ نیز مبارزهای در جریان بوده است.
در میان نشریات فعال و پر سروصدای حوزوی، نشریۀ «مکتب اسلام» و «بعثت» و «انتقام» است که فعالیتهای بسزایی داشتهاند. مکتب اسلام و بعثت، نوشتههای اغلبِ روحانیون روشنفکر و انقلابی آن روز را به انتشار میرساندند و در میان روحانیت مبارز، به عنوان پایگاههایی فعال برای انتشار و بروز نوشتهجات تئوریک انقلاب به حساب آورده میشدند. آقای مکارم، سبحانی، سیدموسی صدر، سیدهادی خسروشاهی، حجتی کرمانی، سیدمحمد خامنهای، هاشمی رفسنجانی، شهید مطهری و علامه مصباح یزدی، از نویسندگان این دو نشریه هستند.
در شرایطی که برخی جریانات روحانی با غلبه مصلحتگرایی (پراگماتیسم) از اصول انقلاب فاصله گرفتند، آیتالله مصباح با پافشاری بر مبانی معرفتی، انحراف مدعیان «خط امام» را فاش و مرز میان اندیشه اصیل و بدلی را ترسیم کرد.
بدین جهت، آقای مصباح یزدی، راه خود را جدا کردند و به تأسیس نشریۀ انتقام روی آوردند.
فعالیت فردی علامه مصباح در تمامی فرآیند نشریه
اولین شماره انتقام ۲۹ آذر۴۳ منتشر میشود و تا دوازده شماره پیش میرود. از مهمترین نقاط قوت انتقام، سطح کمّی و کیفی آن است. از نظر کمّیت، هم خبرهای روزمرّه را در میگرفته؛ هم به مسائل روز انقلابی و مبارزاتی میپرداخته؛ و هم مباحث تئوریک اسلامی را مطرح میکرده. انتشار خبرهای دست اول، پمپاژ روحیۀ مبارزاتی در میان جوانان انقلابی – از جمله جمعیت موتلفه اسلامی- ، بیان باورهای صریح انقلابی و انتقادات تند و تیز به رژیم وقت، و از جهتی دیگر نیز، تببین نظریات تئوریک و اعتقادی از طریق روشهای فلسفی-کلامی به وسیلۀ متفکر و دانشمندی هچون آیتالله مصباح، به انتقام، کیفیت بسزایی میبخشید. در جزئیات نشریۀ انتقام، گفتههای بسیار و سخنان ضدو نقیضی است؛ اما آنچه که واضح و مشخص است، فعالیت فردی آقای مصباح در تمام فرآیند انتشار نشریۀ است. از نگارش مقالات و چاپ نشریه، تا بستهبندی و توضیع آن.
اما در تحلیل آنچه که میان آیتالله مصباح و افراد دیگر گروه سرّی یازدهنفره رخ داد، باید گفت این جدایی، صرفا بر سر اختلافات روشی نبوده. دوگانگی، کاملا ایدئولوژیک و بر سر مبانی بوده است. برخی افراد به ظاهر خطّ امامی، در متن مبارزات به سمت عملگرایی غلتیدند و به راحتی، بر سر ارزشها بیغیرتی ورزیدند و آن را به مزایده گذاشتند. اما علامه مصباح با ردّ مصلحتگرایی و ترجیح “معرفت” بر “میدان”، مرز میان اندیشه اصیل امام و انحرافات مدعیان دروغین را آشکار کرد.
حضور فعال هم در مبارزات میدانی انقلاب و هم در طرح مباحث تئوریک
از سویی دیگر، ادعای برخی اصحاب لیبرال بر گوشهنشینی و کنارهگیری آیتالله مصباح از متن مبارزات انقلابی، کذب محض است. فعالیتهای دقیق و پنهانی علامه مصباح، نه ردّ پایی را برای ساواک به جای می گذاشت و نه ضد امامیها را در جریان. از این رو، برخی روحانیون لیبرالِ به ظاهر ناآگاه و بیخبر، با اظهارنظرهایی، در پی روایتسازی ناصوابی از پیشینۀ آقای مصباح بودند. آیتالله مصباح با عبور از دوگانهی “مبارزه میدانی” و “تئوریپردازیِ صِرف”، الگویی منحصربهفرد از مجاهدتِ جامع را در تاریخ انقلاب ثبت کرد.
اما علامه مصباح، هم به طرح مباحث تئوریک اسلامی میپرداختند و هم در مبارزات میدانی انقلاب، حضوری فعّال از خود نشان دادند.
یادداشت اختصاصی// علی رشیدی